تبلیغات
یک مشت خاک - بسـاط گریـ ه برای دلـــم فراهــم شــد ( * )

رایگان



روسـری سیـاه م را در می آورم ، ایـن بار هیـچ کسی نیـست بگویـد چـرا ایـن؟؟ چـرا سر تا پا سیـاه ؟؟

مداحـی هایی را که انگار برای این روزهایـم جمع کردم پشت سر هم پلـی میـکنم ، آن هم با صدای بلند

و این بار کسـی نیست که بگوید چـرا ناله و گریه ؟؟ بهـتر از این ها نداری ؟؟!

بغض هایـم را یکی یکی باز میـکنم و اشک هایم سرازیر میـشود و من مجبور نیستـم تند تند اشکـ هایم

را پاک کنـم تا مبادا کسـی ببیـند و بپرسد چه شده و من بخواهم توضیح دهم" هیـچ فقط دلتنـگم " ...

حالا دیـگر راحت مداحی ها را گوش میدهم و گریه میکـنم به اندازه تمام دلتنگی هایم ...

چقدر خوب است توی این روزهای زندگی که می دویم و می دویم که باید همه ی درد ها ، دلتنگی ها ،

حرف ها و... در جان بریزیم و مقاوم باشیم روزهایی هست که آدم می تواند همه چیز را روی زمین بگذارد

و بشود یک بچه نا آرام  و بی خجالت گریه کند و خودش را خالی کند ...

چقدر خوب است دارد محرم می آید ... روزهایی که همـه چیز رنگ و بویـش فرق میکند ، زندگـی جریانش

متفاوت می شود ...

هر شب راس ساعـت مثل آدمی کـه قراری دارد آماده می شوی که بروی مسجد... و باز همان روضه های

تکراری شیریـن ...

و مداح باز  از حوادث عاشورا بگوید و  تو هر صحـنه را برای خودت مجسـم کنـی و بروی در نقش یک خـواهر ،

برادر ، پـدر ، مـادر ...  یکــ انســان  ... و ببینی درد دارد خیـلی هم درد دارد آن صحنه ها ... و از انسانیت به

دور است آن کارها ...

و بعد آن وسط های روضـه مداح دخیل ببندد به دست های کوچک علی اصغر-ع- ، به دست های بریده

ابوالفضل-ع- برای مشکل و حاجت  گرفتارهای مجلس ... و آن وقت تو یادت بیـاید چقـدر گیر و گرفتاری

و چقدر به بـاز شدن این گره ها با آن دست ها امیـد داشتی و شروع کنی به نجوا کردن و در میان گذاشتن

گرفتاری ها با صاحب آن دست ها ...

و بعد مداح بخواهد تیر خلاص را بزند و نمک به زخمت بپاشـد و اسم کربلا را بیاورد و پشت ناله ها بگوید :

آخ کربلا نرفتی ؟! کربلا میخوای ؟!...

و ناله سوزناک چند نفر از چند جای مجلس بلند شود ...

مثل کسی که دیگـر نفسش بالا نمی آید و فقط هق هق گریه هست و ناله خفیف ...

چقدر خوب است که دارد می رسد ....

خدا را شکــــر باز هم زنده ام و در هوای مُـحرم نفس میکشــم....


+ توی این شب و روزها هر جـا دلتـون به یاد مصیبـت های ارباب شکست ما رو هم یاد کنید

هر جا اسـم گرفتار ها و حاجت مند ها اومد یک + بزنید و اسم ما رو هم بین دعاهاتون بیارید

هر جا اســم و کربلا و کربلا نرفتـه ها اومد برای این دل ما و کربلایی شدن ما هم دعا کنیـد ....


* اصل شعـر عنوان :

ستاره بود و شفق بود و فصل ماتم بود // بساط گریه برای دلم فراهم بود



+ این و این را دوست دارم ...







طبقه بندی: دلنوشته،
برچسب ها: محرم، گریه، دلتنگی، بغض، کربلا،

تاریخ : دوشنبه 13 آبان 1392 | 01:44 ب.ظ | نویسنده : یکی بود ... هنوزم هست... ... | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.