تبلیغات
یک مشت خاک - پاییــز استــ و خاطراتـــ ـش ....


اینکه خاطرات شیرینی داشته باشی و با یادآوری آنها لبخندی روی لبت بیاید خیلی

عالــی ست ...

اینکه خاطرات تلخی ناخوداگاه دلت را به درد بیاورد خیــلی سخت است ...

اما...

اینکه خاطرات // تلخ و شیرینی // داشته باشی مصیبت است ، درد است ، عذاب است ....

خاطراتی که با یادآوری ش چشمت ، لبت ، قلبت و گلویت چند کار متناقض را انجام می دهند

یکی پر از اشک میشود ، یکی لبخند میزند ، یکی درد میگیرد و یکی هم بغض در آن می نشیند

و تو آن وسط گیر میکنی

با کدامش هماهنگ شوی  ...

بخندی ... گریه کنی ...


این پاییز بد فصلی ست .... پر از خاطرات تلخ و شیرین ...

هوایش که می آید خاطرات هم هجوم می آوردند ...



اما من پاییز را دوست دارم ، آنقدر دوستش دارم که با سختی ، خاطرات تلخش را با یاد

خاطرات شیرینش می پوشانم و لبخند میزنم ...


" امان از لبخند هایی که پشتش یک دنیا بغض هست ......."

[  لبخند تلـخ من از گریـه غم انگیـز تر است ... ]*


عکس های خفن


+ پاییز فقط آمد برای خاطره ساز بودن همیـــن ....

++
دیشب با یادآوری یکی از آن خاطرات یک دل سیر خندیدم

اما پشت بندش یک بغض خفه کننده ........


+++ لینک های مرتبط ، چندان مرتبط نیست .... اما حس خوبی دارد (راهنمایی :  از سبک کارهای سامی یوسف خوشتان نمی آید بیخیالش شوید )

* این جمله را قرض گرفتیم؛ برای این نوشته ، تا کامل تر شود ...


.......................................................

باد امروز وقیحانه تر از پیش وزید


تنه ای زد به درخت


رنگ یک برگ پرید


          _ باغ از دلهــره لبریز شده ست _


سبزـها زرد شدند


زردـها افتادند


مشت می کوفد باد

به سر و روی درخت

باد ، با باغ گلاویز شد ست

          _ آه پاییــز شدست _ 
( * )



* از :  آقای محمد علی حضرتی





طبقه بندی: دلنوشته،
دنبالک ها: حس خوبی دارد ......،

تاریخ : سه شنبه 9 مهر 1392 | 01:20 ق.ظ | نویسنده : یکی بود ... هنوزم هست... ... | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.