تبلیغات
یک مشت خاک - بــغضـــــ ...


این روزهاساکتم .. حرف نمیزنم.

نه که چیزی برای گفتن نباشد . . . نه!

به این سکوت پیله کرده ام . . .

نه که ندانم چه بگویم . . . نـــه!!

اینروزها من از همیشه پر تر از حرفــم! از همیشه بیشتر گفتنی ها دارم . . .

ولی من ماندم و یک عـــــــالمه ناگفته هایِ ناشنیده ..

حرفهایم را جمع میکنم میگذارمشان گوشه ای روشن، میان دلــــــم!

میگذارمشان یک گوشه ی دلم و آنها را هر روز گردگیری میکنم و یادشان می اُفتم و خلاصه آنقدر

 نگهداریشان میکنم....





طبقه بندی: دلنوشته،
برچسب ها: بغض، دلتنگی، خستگی، سکوت، حرف،

تاریخ : دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 | 03:15 ب.ظ | نویسنده : یکی بود ... هنوزم هست... ... | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.