تبلیغات
یک مشت خاک - قلم کم آورد ...

دست بـﮧ قلم بردم تا برایتان حرف ها بزنم

اما نشد ...

خواستم از "دردم" بگویم

دیدم دردِ شما ، خودِ (( من )) م ...


خواستم از "بـﮯ کسـﮯ" ام حرف بزنم

دیدم 「تنها」 تر از شما در عالم نیست


خواستم بگویم "دلم از روزگار گرفتـﮧ"

دیدم خودم در 「خون بـﮧ دل」 کردنِ شما کم نگذاشتـﮧ ام ...


قلم کم آورد ...

" السلام علیك یا مظلوم یا صاحب الزمان "



پایگاه فرهنگی ، مذهبی شیعه ها - یاران جوان امام زمان(عج)




طبقه بندی: دلنوشته،
برچسب ها: امام زمان، قلم، دلتنگی، سرباز، سربار یار، تنها، روزگار، درد، گرفتاری، عشق،

تاریخ : سه شنبه 18 مهر 1391 | 01:31 ق.ظ | نویسنده : یکی بود ... هنوزم هست... ... | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.